جواد بن شفيع ملكى تبريزى

61

رساله لقاء الله ( به ضميميه رساله لقاء الله امام خمينى ، رساله لقاءالله فيض كاشانى ، نامه عرفانى مؤلف به علامه كمپانى ) ( فارسى )

[ « روايت شده است كه مولانا جعفر بن محمّد الصادق عليهما السّلام در نمازش قرآن تلاوت مىنمود و در آن حال بيهوش شد . چون افاقه پيدا كرد ، از وى پرسيدند : علّت آنكه حالتت بدينجا منتهى گشت چه بود ؟ ! حضرت عليه السّلام بدين معنى مطلبى را افاده فرمود كه : « من پيوسته آيات قرآن را تكرار مىنمودم تا رسيدم به حالتى كه گويا من از خدايى كه آنها را نازل كرده است با مكاشفه و عيان شنيدم . « 1 »

--> ( 1 ) - چون سخن به مكاشفهء حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام رسيد ، سزاوار است انحاء و انواع مكاشفات را در اينجا از علّامه شمس الدّين محمّد بن محمود آملى در كتاب « نفائس الفنون » ، ج 2 ، ص 62 تا 65 ، حكايت نماييم . وى مىگويد : « فصل نهم : در مكاشفات و انواع آن : بدان‌كه حقيقت كشف ، از حجاب بيرون آمدن چيزى است بر وجهى كه پيش از آن بر وجه مذكور مدرك نبوده باشد و هرچند در عالم انسان هفتاد هزار ديده كه ادراك آن هفتاد هزار عالم از جسمانيّات و روحانيّات تواند كرد مودّع است ، امّا اهل حقيقت مكاشفات را بر آن معانى اطلاق كنند كه مدركات باطنه ادراك آن كرده باشد . و شكّ نيست در آنكه چون سالك صادق به جذبهء ارادات از قعر طبيعت روى به فضاى شريعت نهد و به قدم صدق جادّهء طريقت بر قانون مجاهده و رياضت بشمرد ، از هرحجاب از حجب هفتاد هزارگانه كه گذر كند او را ديدهء مناسب آن گشاده شود ، و احوال آن مقام مكاشف نظر او گردد ، و به قدر رفع حجاب و صفاى عقل ، معانى معقول روى نمايد و به اسرار معقولات واقف شود ، و آن را كشف نظرى خوانند و بر او زياده اعتمادى نباشد ؛ چه هرچه در نظر آيد تا در قدم نيايد اعتماد را نشايد . و اكثر فلاسفه كه همّت بر تجريد عقل و ادراك معقولات گماشتند و عمر در آن صرف كرده‌اند ، در اين مقام بماندند و آن را وصول به مقصد حقيقى شمردند و به -